در نمیدونم ترین حالت ممکنم . یک دقیقه خوبم یک دقیه بد. فاصله این زیر و رو شدن احساسی به حدی زیاد شده که خودم کلافه ام و حتی یادم میره اصلا چرا خوب بودم و حالا چرا بدم! فاجعه بارتر اینکه طوفان کشنده ای به شدن نوادا یجوری همه چی رو ویران میکنه که نمیخوام برگردم ببینم چم شده . میزان تجزیه و تحلیل احساسیم به صفر رسیده . معنی همه چی قاطی شده ...
معنویت منو به جنون کشیده . نمیخوام به مسیر قبلم برگردم . نمیخوام از دوست عزیزم پیروی کنم . دلم حرف تازه با ادم های تازه میخواد . ی آدم از خود راضی که دو سه ساله داره همون حرف های همیشگی رو تکرار میکنه برای من جذابیت نداره . با همه شاکر بودن و قدرشناسی . اما انگار دیگه حرفی برای گفتن نمونده . چندبار تا حالا با حرفاش و تذکراتش منو به مرز مرگ و جنون کشونده تا اینجا که فهمیدم اساتید به این راحتی تورو انتخاب نکردن که بخوان رهات کنن و اوندفعه آخرین باری بود که من بخاطر حرفاش ضجه زدم .
حالا فکر میکنم من پیرو دیدگاه فردی کسی در بحث معنویت نیستم حتی اگر اون دیدگاه میخواد اشراق باشه . مهم نیست تو به چی باور داری مهم اینه منم به اون باور برسم نه از مسیر تو . اینکه همیشه فکر کنی تا ته ماجرارو رفتی بمن ربط نداره من میدونم که اینقدرم تعصب داشتن روی یک موضوع و مطلب بزرگترین اشتباهه یک عارف و سالکه . حالا هرکی میخوای باش.
هزاران مسیر برای گشتن از این هزارتو وجود داره . مهم مقصده درسته اما افتخار به یک کار اشتباه و تکرار مکررات هم هنر نیست که تهش بگی من همیشه راه سخت رو انتخاب میکنم ! راهی سخت تر از خوشناسی که تو همش ازش فرار میکنی نیست.
من یونگ میخونم بهش هم احترام میزارم اما بران بت نیست . دیسپنزا گوش میدم بهش میگم پیغمبر زمانه اما بهش تعصب ندارم . اگر معانی مهمن فرق نمیکنه توی بت جاشون بدی یا انگشتر . مهمن بفهمی چی رو کجا استفاده میکنی . باور نداری . نداشته باش . من از تو و اصولت پیروی نمیکنم که مسیرم رو دوباره منحرف کنی .
من از ظرف تو قدر نیازم برمیدارم .
کلافه ام . از اینکه این همه روی خودم کار میکنم و تو به راحتی میخوای منو قانع کنی که اشتباه میکنم. من نمیخوام هر روز با فکر به اینکه تو چی فکر میکنی زندگی کنم من میخوام به این فکر کنم که آگاهی من برای خودمه و فهمش برای خودم . مسیرش برای خودمه و درد آزمونش برای خودم . تو برو توی توهم اینکه تا ته قصه رو رفتی و به پیغمبری رسیدی ملق بزن .
نمیخوام همه زحمت هام هدر بره ...
برچسب:
نویسنده: itsmeanew