خرید بک لینک

اوضاع اسفبار

برون ریزی های مغزی یک اورتینک

اوضاع اسفبار

بعضی روزا از همون اول سر لج دارن. یعنی از شب قبل شروع میشن. نمیخوام بهم پیام بدی . حالمو بد میکنی. نمیخوام ثابت کنی هستی. تو مردی. برای من از همون اول هم ی دروغ بودی. الانم به پیام ساعت 3.5 عصر من ساعت 11 شب جواب نده. اینجوری احساس میکنم بازیچه مسخره بازیات شدم . میشه گمشی هرجا بودی بری همونجا؟ من کسی رو نمیخوام . با خودم حالم خوبه . ترجیه میدم اسکیزوفرنی داشته باشم و توی تنهاییم بمیرم تا اینکه با ی عوضی مثل تو به اسم دوست در ارتباط باشم. خیلی ممنون. و امیدوارم کائنات برات ثانیه ثانیه هاشو به سبک ثانیه های خودش جبران کنه.

صبح بیدار میشی میبینی حوصله نداری. تمام خودسازی که یک ماهه وقت گذاشتی به خاطر پیام ی بیشعور به هم ریخته . نشت انرژی داره خفه ات میکنه. میالی محل کار میبینی همکار احمقت توی این سرما دیروز کولر رو روشن گذاشته و اتاق یخ زده! واسه اینکه احساس کرده توی اتاق بوی خوبی نمیامده. میای با انگشت های یخ زده پشت میزت میشینی. میبینی توی این اوضاع داغون 15 دلار رو به فاک دادی. و هیچ پشتیبانی بهت جواب نمیده. از اونور میبینی دلار 110 تومنه و تو واسه 75 دلار ی کمپین تبلیغاتی باید 8 میلیون پول بدی و زورت میاد. درامدت اینقدر نیست اخه . جایی هم نداری بهش چنگ بندازیی. از حقوق هم خبری نیست . هنوز اینجا اعصابت خورده میبینی پشتیبانی سایتی که پول رو براشون اشتباه جابجا کردی بعد از سه تا ایمیل و پیام جواب نمیدن. از خیر اون میگذری و میشینی ی غلط دیگه بکنی بلکه سرگرم بشی. میبینی گوشیت رو عوض کردی همه کدهای دوعاملی گوشیت پاک شدن. حالا هرجا و هرچی روش داشتی پریده در صورتی که فکر میکردی با ای کلودت اینا همه جابجا میشه و گوشی قبلی رو ریست کردی و دادی رفته.

وسط این همه اعصاب گوهی جمله " من همینجوری که هستم با ارزشم" روی مخت رژه میره. کجا با ارزشی. اصلا واسه چی و واسه کی با ارزشی؟ اصلا چه اهمیت داره با ارزش باشی. هرمون های به هم ریخته توی این اوضاع کاملا از شرایط سواستفاده میکنن و یجوری روانت رو نبش قبر میکنن انگار کل دنیا وظیفه داره تو رو شخم بزنه. حالا توی این همه خلقت و آفرینش چی شده فقط من باید به سمت خدا برم نمیدونم!!! کاش میفهمیدم ازم چی میخواد! بهم میگه بگذر!!! عزیزم تو هیچی دادی که من بگذرم؟ هرچی هم دادی گرفتی! ی دققه حال خوب من اگر داشتم بیا باشه مال تو! ی ادم روانی با ی دنیا عقده اوردی توی دنیا ببینی ی روان تا کجا میتونه تحمل کنه و دچار فروپاشی نشه؟ یعنی نمیشد این ازمایش رو روی ی حیوون بدون روان انجام بدی؟

حالم خیلی بده. اونقدری که از عالم و ادم متنفرم . از خودم از همه بیشتر . از خود تکراری و مسخره و ترسو و پر از عقده و تنها و بی عرضه خودم متنفرم و از اینکه اینجا بدون هیچ سمت و راه و هدفی نشسته ام و غر میزنم هم متنفرم .از اینکه نمیتونم بزنم زیر گریه و بغض داره خفه ام میکنه و باید به همکارم که نشسته و حواسش بمن هست هم متنفرم. از اون لحظه لحظه های حماقتی که این زندگی رو انتخاب کردم متنفرم از خودم که نمیدونم دارم چه غلطی روی این زمین میکنم متنفرم و از اینکه اینقدر بی ثبات و متعییرم متنفرم . از شنیدن پادکست ها متنفرم . از ستاره ها و آسترولوژی متنفرم. از دروغ های معنوی متنفرم . از این ادمی که هدیه شیخ و بزرگوارن هست متنفرم. از اینکه مرگ پایان همه چی نیست متنفرم و از اینکه هیچ اختیار و جسارتی ندارم متنفرم.

از صدای کیبوردی که داره این کلمات رو مینویسه متنفرم!!!

حتی از نفس های منقطعی که برای خفه نشدن داره بالا میاد متنفرم.

من از همه چی و همه کس متنفرم و میخوام که چشامو ببندم و همه چی تمام بشه.

برچسب: نویسنده: itsmeanew تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:28

صفحه بندی