خرید بک لینک

هربار ی کاری میکنم فک میکنم دیگه مسیزمو پیدا کردم ! شروع میکنم دست و پا زدن و بعدش باز هیچ اتفاقی نمیفته... البته اصلا نمیدونم منتظرم چه اتفاقی بیفته اما همیشه منتظرم یچیزی تغییر کنه...

چیزی که فهمیدم اینه که توهم های فانتزی هیچ وقت قرار نیست واقعی بشه ، فکر میکردم خودمو در زمینه عرفان و برنامه نویسی کشف کردم و دیگه قراره فرشته گونه زندگی کنم، امدم خر شدم لگد زدم به بخت خودم و از شرکت به اون بزرگی امدم بیرون و حالا ۸ ماهه همه پس اندازمو خوردم و نه تنها سایت هام به هیجا نرسیده ، افسردگی هم بهش اضافه شده!

توی بی هدفی غرقم و اگر روزی بدون هدف زندگی کنم میترکم ! کلا باید مثل تراکتور در حال کار باشم و اصلا نمیدونم لذت چه شکلیه!

اما توی همین روح خسته هنوز ی دختر ۱۶ ساله رمان به دست غرق رویای عشقه!!!

حیوونی ارزو به دلش موند!

الان فقط تجربه دارم و تجربه و تجربه و دیگه هیچی و بعد همه این تجربه هارو میبرم زیر خاک و احتمالا علمی و عملی تر به جک و جونورها که میان جنازه متعفن و ترکیدم رو بخورن تغذیه میدم! شایدم نصیحتشون کنم! همین

هرکار میکنم نمیشه، و هرچی میرم جلو بن بسته، هرچی هم تلاش میکنم بیشتر با انگیزه بمونم دوباره دنیا میکوبه توی صورتم و من مثل ی بوکسور که نمیدونه چندتا راند دیگه داره بازم سرپا وایمیستم...

کلافه ام...

برچسب: نویسنده: itsmeanew تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 23:06

صفحه بندی