الان ۱ ساله میخواد سایت منو به روز کنه ، هر روز ی بهانه اورده ، هروقت کار داشته و کم اورده و خواسته وعده بده جلسه گذاشته ، سه بار به صورت جدی تا مرحله شروع رفته و پول گرفته و سه بار برنامه و اکسل و فایل کارارو تحویل گرفته ، هربار به بهانه ی مشکلی کارو عقب انداخته ، ی بار پنیک بوده ، ی بار شاکی داشته ، ی بار تمرکز نداشته ، ی بار میخواسته جابجا بشه ، ی بار با من کات بوده ، ی بار فرجه گرفته استراحت کنه ، ی بار گفته فلان کار مهم تره ، ی بار داشته شرکتش رو بزرگ میکرده ، ی بار کلاس هاش شروع شدن ، ی بار سایت مشارکتی رو پیش کشیده ، اون هفته دیگه خودش کم اورده گفته این هفته خودم درستش میکنم!
امروز که اخز هفته شده خبری ازش نیست ، تماس گرفتم ، مثل زن زاییده ناله میکنه که اره میگرنم برگشته ، فقط باید چند روزی هیچکار نکنم آرامش داشته باشم ، در سکوت و مدیتیشن بگذرونم ، میگم مگه کلاس نداری میگه چرا اونو مشکلی ندارم چون باهاش حال میکنم ، میگم رونمایی برنامه ات چی؟ میگه نه اونم مشکلی نداره میشینم درستش میکنم ، میگم پس میگرنت چی؟ میگه کارای روتینم مشکلی نداره ، فقط نباید به خودم فشار بیارم!!!!
فقط ر،ش نشد بگه بازم سایتتو درست نکردم ، نمیخوام درستش کنم!
اعصاب و روانم ریخته به هم و تازه شاکیه که چرا اینقدر هی بهش میگم سایت چی شد؟؟؟؟
سایتی که با دلار ۷۰ تومن باهاش بستم و هر ماه هم دارم هزینه سرور میدم و تمدید دامنه هم دارم ، هنوز یک کاربر نگرفته کلیک و ایمپرسیشن هم صفره الان ۸ ماهه ، بمن میگه هیچی بهم نگو!!!!
گفتم برم سیوکار بگیرم گفت نه ازت پول میگیرن هیچکار نمیکنن!!!
همیشه هم سر بزنگاه مریض میشه!خیر سرم ۳ سال پیش مثل امروز ی غلطی کردم و دیدمش، و این تاوان این ملاقاته، بخدا مریض شدم...
برچسب:
نویسنده: itsmeanew