خرید بک لینک

کی تمام میشه

برون ریزی های مغزی یک اورتینک

کی تمام میشه

الان اینقدر از خودم عصبانی ام که میتونستم اگر روبوی خودم وایسم بزنم توی گوش خودم . خسته شدم از خودم از این همه بی فکری. و تعلل بی دلیل . از این همه مهربونی بی منطق. من باید روی خودم و کارم وقت بگذارم . درست ۵۰ روزه از کارم امدم بیرون و همش رو مسخره بازی گذروندم . واقعا نمیدونم چجوری باید به این مغز ابلهم بگم که دست از رفتارهای احمقانه گذشته بردارم و به کار خودم برسم .

سه سال خودمو درگیر معنویت کردم به ظاهر و هیچ اتفاقی نیفاد بجز توهم معنویت!

که هیچ خاصیتی برام داشت و هیچی بهم اضافه نکرد و هیچ تغییری توی زندگیم ایجاد نشد که هرچی هم بدتر شد . همش فکر میکردم ی روزی همه اینا به یادگیری و شروع مسیر متفاوتی میرسه اما همون احمقی هستم که بودم .

واقعا چندش و بی معنیه . دلم به آسترولوژی خوش بود اونم دوباره داره برای سال جدید همون چرندیات سال قبل رو میگه . رهاسازی انرژی ها . کارما ، کوفت ها و مرگ و درد. این چه برهه زندگی گوهییه که من توش گیر افتادم . یعنی هرچی زندگی میکنی و پیش میری هیچ اتفاقی نمیفته هیچی پیش نمیره ، هیچی درست نمیشه . هیچی سر جاش قرار نمیگیره . ی مسیر درستی جلوم نمیاد که بگم بود و انتخاب کردم.

خسته شدم بخدا . از این روزمرگی مسخره خسته شدم . فقط تنها تفاوتی که احساس میکنم اینه که دیگه نه منتظر کسی هستم به کمکم بیاد نه منتظرم کسی ام که راهنماییم کنه و نه هیچکس با هیچ عنوانی. اینقدر دلم میخواد تنها بزن به دل جاده و بیابون و برم توی سکوت اینقدر برم و برم و فکر کنم تا دلم بخواد یجا بمونم و بشینم و یا برگردم.

همه این سه سال منتظر معجزه بودم فکر میکردم ی راهنمای معنوی پیدا میکنم و مسیر سرنوشتم تغییر میکنه . فکر میکردم عطار راست میگه : پای در راه بنه و هیچ مپرس . راه خود گویدت که ... حتی عطار هم میتونه دروغ بگه ! شایدم اینا واسه خودشونه . منکه چیزی ندیدم. حالا اسمش ایگو یا هر کوفتی . بالاخره تا ادم رو راهنمایی نکنن که همون مسیر قبلی رو ادامه میده .

شایدم من اصلا برای این مسیر درست نشدم . اما کاش میتونستم اروم بگیرم و بهش فکر نکنم . برم دوباره سر ی کار دیگه و ته مونده جسمم رو توی یک کار کارمندی بگذارم و توی خواب بگذره تا دوباره ی سری سالها بگذره.

م نمیتونم...

نه میتونم رها کنم نه راهی جلوم هست نه دیگه انرژی دارم برای کسی بگذارم و خودمم فراموش کردم .

واقعا و متاسفانه از این ادم هم مایوس شدم و بیشتر شبیه ارژی خوار شده و توقع داره ازش نگهداری کنم ولی من واقعا بیشتر از این انرژی ندارم . گور باباش...

برچسب: نویسنده: itsmeanew تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:28

صفحه بندی